ღ☆ღ MIYAMSA ღ☆ღ

دست های جوهری

 


عشق خیابانی دختر تهرانی را به خاک سیاه نشاند !
چهار پسر شیطان صفت که یک دختر تهرانی را به روز سیاه نشاندند طی عملیات غافلگیرانه پلیس آگاهی به زانو درآمدند...

به گزارش گروه حوادث ایسکانیوز ؛ بامداد 24 خرداد 89 دختر 19 ساله ای به نام «شیدا» با چشمان گریان به شعبه دوم دادیاری دادسرای ناحیه 27 تهران رفت و شکایت کرد.
وی گفت : یک ماه پیش به طور اتفاقی با پسری به نام «بهروز» آشنا شدم و به او دل بستم.«بهروز» با وعده و وعید و حرف های عاشقانه اعتمادم را جلب کرد و چند بار با هم ملاقات کردیم.حتی یک بار مرا با موتورش به خانه پدرم رساند و نشانی محل زندگی ما را یاد گرفت.

«شیدا» اضافه کرد : من «بهروز» را پسر رویاهایم را می دیدم تا این که هفته پیش در تماس تلفنی گفت دوستش «قاسم» را با موتور به دنبالم می فرستد تا با هم به گردش برویم.من هم آماده شدم و طبق قرار ، پسری که موهای واکس خورده داشت با موتور به سراغم آمد.

شاکیه ادامه داد : به خاطر اعتمادی که به «بهروز» داشتم سوار موتور شدم و «قاسم» مرا به پارکینگ متروکه ای در خیابان «فداییان اسلام» برد.«بهروز» و دو نفر دیگر از دوستانش هم آنجا بودند و با تهدید و کتک کاری ، زندگی ام را سیاه کردند.

با افشای این ماجرا پرونده به پایگاه شانزدهم اداره آگاهی مرکز فرستاده و رسیدگی تخصصی آغاز شد.19 شبانه روز از آغاز تحقیق پلیس گذشته بود که یک بار دیگر شیطان صفتان با «شیدا» تماس گرفتند و تهدید کردند اگر تسلیم هوس های سیاه آنان نشود آبرویش را می برند.سپس «بهروز» و همدستانش «قاسم» ، «آرش» و «مهدی» که تصور نمی کردند دختر ساده انگار ماجرا را به پلیس لو داده باشد در قرار ساختگی به زانو درآمدند.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، اعضای این شبکه که 18 تا 33 ساله هستند با دیدن مدرک های دادگاه پسند لب به اعتراف گشودند و با صدور قرار قانونی روانه زندان شدند.

 

+نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٢۳ساعت۱۱:٥۳ ‎ق.ظتوسط ღ Asma ღ | نظرات ()

*میگن اگه میخوای تو عشقت شکست نخوری فقط یکی رو دوست داشته

باش

و بهش بگو تو رو بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم!


*دوست دارم بمیرم و سیاه پوشت کنم، دوست ندارم بمانم و فراموشت کنم..


*تا نباشد این جدایی ها، کس نداند قدر یاران را، کویر خشک می داند، بهای

قطره باران را..


*شبی پرسیدمش با بی قراری، به غیر از من کسی را دوست داری؟

دو چشمش اشک شداز شرمساری، میان گریه هایش گفت: آری!؟..


*ای کاش کودک بودم تا احساست کنم،

ای کاش باران بودم تا غبار را از دلت دور کنم،

ای کاش دو تار بودم تا ساز مورد علاقه ات را بنوازم،

اما افسوس که نه کودکم نه بارانم نه دو تارم؛اما هر جور هستم عاشقانه و

صادقانه

هستم و دوستت دارم.



 

 

 

+نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/٥ساعت٧:۱٩ ‎ب.ظتوسط ღ Asma ღ | نظرات ()

 

عشق یعنی دیدنی با چشم تر

عشق یعنی یاد یک رویای نرم

عشق یعنی آخر خط بهشت

عشق یعنی آبی یه بی انتها

عشق یعنی کوله باری از نیاز

عشق یعنی یک شب پر رمز و راز

عشق یعنی بوسه ای از راه دور

عشق یعنی چون محمد پا به راه

عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه

عشق یعنی خواب من با یک خیال

عشق یعنی چشمه آب زلال

عشق یعنی دیدنی با چشم تر

 

دوست دارم ...

 

دوست دارم دوست دارم قد تموم آدما

دوست دارم دوست دارم قد تموم عاشقا دل بردی و پنهون شدی

از من چرا ای بی وفا

عاشق شدم عاشق شدم از چشم من پنهون نشو

تنها شدم تنها شدم تنها شدم

تنها نرو تنها نرو تنها نرو

 پر میکشی تا آسمون من خسته ی بی بال و پر

 روزی که برگردی دگر از من نمیبینی اثر

دوست دارم دوست دارم

 

 

 

 

 

+نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٢٥ساعت۱:۱٧ ‎ب.ظتوسط babak | نظرات ()

 

فکر میکردم عاشقی هم بچگیست 
 
اما حیف این تازه اول یک زندگیست 


            زندگی چیست شبیه یک حباب 

                     عشق ابادیه زیبایی در سراب 
 
                        فاصله با ارزوهای ما چه کرد 

                    کاش میشد در عاشقی هم توبه کرد.....

 

 

 

من غروب عشق را در نگاهت دیده ام


من بنای ارزوها را ز هم پاشیده ام


انچه باید من بفهمم، این زمان فهمیده ام


در دل خود من به عشق پوچ تو خندیده ام


 

 

سیب سرخی را به من بخشید و رفت 
 

                   عاقبت بر عشق من خندید و رفت 


       چشم از من کند و دل از من برید 


                              حـال بـیـمار مـرا فـهـمـید و رفـت 


      اشک در چشمان سردم حلقه زد 


                           بی مـروت گریـه ام را دیــد و رفــت 


       بــا غـم هـجـرش مـدارا مـیـکـنـم 


                         گر چه بر زخمم نمک پاشید و رفت .....

 

 

دلم تنگ است این شبها یقین دارم که میدانی


                 صدای غربت من را از احساسم تو می خوانی.


                                           شدم از درد و تنهایی گلی پژمرده و غمگین


    ببار ابر پاییزی که دردم را تو میدانی


                         میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم


                                              چرا ای مرکب عشقم چنین اهسته میرانی

 

 من به درماندگی صخره و سنگ ..
           من به آوارگی ابر ونسیم ..
                 من به سرگشتگی ‌آهوی دشت 
                        

من به تنهایی خود می مانم

من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی 

                                   گیسوان تو به یاد می آرم

من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی 
                            
    شعر چشمان تو را می خوانم 
                 

        چشم تو چشمه شوق 
                    چشم تو ژرفترین راز وجود

 برگ بید است که با زمزمه جاری باد
                تن به وارستن عمر ابدی می سپرد
                       تو تماشا کن
                              که بهار دیگر
   پاورچین پاورچین 
     از دل تاریکی می گذر 
         و تو در خوابی 
             و پرستوها خوابند 
                     و تو می اندیشی 
                                به بهار دیگر 
                                   و به یاری دیگر 
                                               نه بهاری 
                                               و نه یاری دیگر 
                                                                              

حیف.....
  اما من و تو 
    دور از هم می پوسیم 
      غمم از وحشت پوسیدن نیست 
        غمم از زیستن بی تو دراین لحظه پر دلهره است 
                    

  دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست 
      از سر این بام 
         این صحرا این دریا 
            پر خواهم زد خواهم مرد 
               غم تو این غم شیرین را 
                           با خود خواهم برد....

 

مدتهاست که نگریستم

مدتهاست که ننوشتم

مدتهاست که بار غم را ز خود دور نکرده ام

دلم گرفته...
نمیتوانم اشک بریزم
کوه غصه هایم شکنجه ی سختی به قلب بیمارم میدهد

چقدر سخته
عزیزی را دوست بداری
که آن را ز تو دور کنند

چقدر سخته
عزیزی را دوست بداری
که دیگران نیز در به دست آوردن او همراهیت نکنند

چقدر سخته
حرف هایی را تحمل کنی
و در جواب فقط سکوت کنی

چقدر سخته
تهمت هایی را بشنوی
و تنها مسکن دردت
تنهایی و تاریکی شب باشد
و دفتر خاطراتت...
و سخت تر این باشد که حتی نتوانی به آن عزیز بگویی دوستش داری...

در تنهایی چشمهایم بی اختیار شروع به باریدن میکند
و چهره ی زیبایش تسکینی برای قلب بیمارم میشود

اما افسوس...
او دیگر نیست و قلبم تنها تر از گذشته
به روزهای با او بودن می اندیشد...

اما افسوس...
او دیگر نیست و قلبم تنها تر از گذشته به امید
بازگشت او میتپد...

اما افسوس...او دیگر نیست...

+نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٢٤ساعت۱٢:٤٤ ‎ق.ظتوسط babak | نظرات ()

 

ده مزیت که مجرد زیستن به همراه دارد: 

مژهمی توانید فرصتی برای پیدا کردن همسر ایده آل خود بدست آورید 
در ایام تجرد میـتـوانید سعی و تلاش خود را برای یافتن محبوب و معشوق حقیقی خود بکار ببندید. به عبارت دیگر با این کار از ازدواجهای عجولانه و نابخردانـه کـه مـمکن است یک عمر شما را به دردسـر انـداخـتـه و مـشـکـلات غیـر قابل جبرانی ایجاد کند، خودداری خواهید نمود 

مـتاسفانه برخی از افراد به دلایل نادرست زیر ممـکن اسـت نـسـنـجیده و بـدون در نـظر گرفتن فاکتورهای اصلی، اقدام به ازدواج نمایند 

رسیدن به سنی بخصوص 
ازدواج کردن همه دوستان دیگر 
ترس بخاطر از دست دادن نفر فعلی 
عدم موفقیت آنچنانی در روابط پیشین و اینکه نفر فعلی اولین شخصی است که علاقه نشان می دهد 

با وقت گذاشتن و بررسی بیشتر در مورد عوامل و فاکتورهای ازدواج موفق می توانید از دوران تـجرد بـه عنـوان تـجـربه ای ارزشـمند برای شروع یک زندگی موفق و طولانی بهره ببرید 


مژهمی توانید ارباب خودتان باشید 
روابــط عاشـقانـه مـتـرادف بـا مـصـالـحه و سازش است. در نهایت برای برقراری آرامش و مساوات مجبور به فدا نـمودن چیزهایی کـه دوسـت داریـد خـواهیـد شـد - یـک مـسابقه فوتبال و یا پنیر اضـافی روی پـیـتـزایـتـان. از اوقـات تـجرد برای لذت بردن بیشتر از زندگی استفاده نمایید. در برخی معیارهای کوچک، خودپسندی برای نفس مفید است 

همچنین ارباب خـود بودن بمعنای این است که مجبور به پاسخ دادن به کسی نخواهید بود. اینـکه بـه خـاطر همه مسائل و اتفاقات نیاز به جواب دادن و استنطاق شدن داشته باشید 

مژهمی توانید توجه خود را معطوف شغلتان گردانید 
زندگی همانند یک بازی تردستی می ماند که شما مجبورید همه عوامل و عـناصـر را در هوا نگه داشته در حین اینکه به هر کدام از آنها بطور یکسان توجه میکنید. اما اگر یـکی از این عناصر سقوط کرد و افتاد باید توان خود را معطوف بقیه نمایید. در زمان تجرد زمان زیادی برای اختصاص دادن به کار و حرفه خود خواهید داشت. میـتوانـید از این زمان برای ارتقای سطح شغلی و پیشرفت بیشتر استفاده نمایید. و لازم نـیـست نـگـران قـربـانـی کردن زندگی عشقیتان باشید، چرا که مجرد و نیرومند هستید 


مژهمی توانید هر کاری را در هر موقعی که بخواهید انجام دهید 
مجرد بودن شما را از انجام کارهای یکنواخت و حلقه محاصره عادات روزانه خارج میکند. زمـانی کـه تـوانش را دارید، شهامت بخرج دهید. بـا دوسـتـان خـود بـه مـاهـی گـیـری و سفرهای هیجان انگیز بروید. همه این کارها را بدون اینکه مجبور به جواب پس دادن بـه فرد دیگری باشید، می توانید انجام دهید. این نهایت و اوج آزادی است 


مژهمجبور نیستید عادات شخص دیگری را تحمل کنید 
عادت کردید وقتی او از ماشین خودتراش شما برای زدن موهای پایش اسـتفاده میکند، با فروتنی هر چه تمام تر چشم پوشی کـنـیـد. روشـن کـردن شـمع هـای معطر در همه اتاقها دیگر قابل تحمل نیست. میتوانید با آرامش کامل بدون اینکه مجبور به تحمل خرخر کردن او باشید بخوابید و دیگر کسی نیست که بدون اینکه ککش بگزد هـمه پـتـو را روی خودش انداختـه و شمـا را از آن مـحروم نـماید. بـجز خود شما هیچ فر دیگری وجود ندارد که بخواهید به دلش راه بیایید. به بردباری و شکـیـبـایی خود استراحـتـی سزاوار هـدیـه نموده و در آرامش و راحتی زندگی کنید 

مژهبرای انجام فعالیتها از وقت بیشتری برخوردارید 
وقتی مجرد هسـتید، دلـیـلی بـرای یک گـوشـه نشستن و هیچ کاری انجام ندادن وجود نخواهد داشت. دوست دارید بدن سازی بروید؟ سازی بـنـوازید؟ در مـورد تماشای فیلم "مرگ سخت" برای یازدهمین بار چطور؟ چه کسی جلوی شما را می گیرید؟ 

حتی میتوانید بجای وقت گذاشتن بـرای نامـزد خود، بـا دوستانتان اوقات بسیار خوشی را در کوهستان بگذرانید 

مژهمی توانید دارایی های خود را کنترل نمایید 
اگر ازدواج کرده باشید می دانید که دیـر یا زود مـقـدار قـابـل تـوجـی از بودجه شما صرف هزینه های نگهداری از همسرتان می گردد. دوران تجرد یک آزادی کامل مالی را بدنبال داشته، و هرگز نگران پرداختن پول رستوران یا خریدن هدایا نخواهید بود 

با این حال توجه داشته باشید که این به معنای پس انداز کـردن پـول تـلـقی نمی گردد. خلاف این موضوع نیز می تواند صادق باشد. چون ممکن است حتی شما پول بیشتری را صرف خریدن لباس، وسایل تجملی و دیگر مسائل نمایید. اما حداقل صـاحـب و اربـاب ریال به ریالی هستید که پرداخت می کنید 

مژهمی توانید استقلال و آزادی خود را مورد تقدیر قرار دهید 
میتوانید از وقت آزاد خود برای لذت بردن از تنهایی و خود سازی استفاده نمایید. مـجـرد بـودن شـما را مـجـبور بـه انجام کارهایی مانند آشپزی، شستن لباسها و مـرتـب کـردن تخت خواب میکند. مهارت یافتن در انجام کارهای مختلف باعث تکامل و پخـتـگی شـما شده و هنگامی که تصمیم به وارد شدن به بازار مکاره عاشقی میگیرید، برگ برنده ای در دستان شما محسوب خواهد شد 

مژهمی توانید بدون نگرانی وزن خود را افزایش دهید 
همانطور که می توانید زمان بیشتری را در باشگاه ورزشی خود سپری کنید، همچنـین قادر خواهید بود اندکی مسائل جسمانی را راحت تر گرفته و زیاد در قیـد و بـند ظاهرتان نباشید. تا زمانی که نخواهید به یک میهمانی مجلل بروید، دیگر نیازی نخواهیـد داشـت کـه هـر روز خـودتـان را شـبـیه آلن دلون یا جنیفر لوپز دربیاورید. راحت باشید و به سراق آن تـیـشرت و پـیـراهن نـخ نما و مورد علاقه خود رفته و آنرا بپوشید.. از ایـنـکه می توانید گه گاهی ژولیده و نا مرتب باشید لذت ببرید. فقط زیاده روی نکنید تا زمـانی کـه تصمیم به ازدواج گرفتید مجبور به کاهش یکباره وزن اضافه خود نگردید 

مژهمجبور نیستید بداخلاقیها، نق زدنها و سرزنشها را تحمل کنید 
آیا بخاطر می آورید چند هزار نفر را دیده اید که به خـاطر دلایل غیر قابل فهم و رفتارهای تحمل ناپذیر همسرشان سر به کوه و بیابان زده اند. از اینکـه قـربـانـی خلق و خوی غیر قابل فهم کسی نیستید و از آرامشی که حاصل عدم وجود نق زدنها است، لذت ببرید 

مژهروی درخشان تنهایی 
هر چیزی دو رو دارد؛ خوب و بد. فقط کافی است بیاموزید که چگونه می توان آن جـنـبـه خوب را تشخیص داده و شناسایی نمود. اجتماع اهمیت زیادی برای یافتن همسر قائـل است، چیزی که هورمونهایتان شما را سریعا وادار به آن کار می کنند. دفعـه بـعـدی کــه احـسـاس نـمـودیـد کـه نـیـاز بـه همسر دارید، اما به دلایلی امکان ازدواج در شـما وجود نداشت، این 10 دلیل را مرور کرده و از مجرد بودن خود لذت ببرید 

 

+نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٢٢ساعت٤:۳٦ ‎ب.ظتوسط ღ Asma ღ | نظرات ()

 

از کجا بفهمیم یه پسر تو اروپا ایرانی هست یا نه …. ؟؟؟!!×× 

اگر که شما فروشنده ماشین باشی و در آن واحد خواننده
اگر که پشت سر خانومت با مادرت غیبت کنی 

اگر که به کنسرت بری ولی هیچوقت خواننده را نبینی و همرا ه با نوشیدنی توی کریدور
بایستی و دختر ها رو دید بزنی 

اگر که هیچوقت حلقه عروسیت رو به دست نداشته باشی 

اگر روزی 5 بسته سیگار بکشی اما به همه بگی که سیگار نمی کشی 

اگر که نوشیدنی مورد علاقه تو ودکا باشه 

اگر که حدود 35 سال سن داشته باشی اما روی سرت مو نباشه 

اگر که همیشه برنامه تلویزیون های ایرانی رو تماشا بکنی اما همیشه از برنامه بد اونها گله داشته باشی 

اگر که از کسی تقاضای ازدواج کنی و اونها بخوان بدونن که تو از خودت خونه داری 

اگر همسرت رو طلاق دادی اما همچنان اجازه نمی دی که اون با کسی دیگه قرار بذاره 

اکر که در ایران مخ پزشکی هستی اما در اینجا در چلو کبابی کار می کنی 

اگر که 3 تا پیجر و 2 تا مبایل حمل می کنی ولی هیچ وقت کسی بهت زنگ نمی زنه 

اگر که ادعا می کنی که پدرت بهترین دوست شاه بوده 

اگر که خونه نداری و هنوز بی کاری اما بی .ام. و می رونی 

اگر که مجبوری بیشتر از یکبار در روز اصلاح کنی
 
اگر که در ایران یک قهرمان 4 ستاره بودی اما حالا در واشینگتون دی سی راننده تاکسی هستی 

اگر که ازت سوال کنن : 
where are you from ? 
و تو جواب بدی که ایتالیایی اما همچنان توی دستت تسبیح داشته باشی 

اگر که اسپاگتی با ماست داشته باشی اما با قاشق به جون ته دیگ بیفتی 

اگر که توی توالت آفتابه داشته باشی و اگر نه یه بطری پلاستیکی کارش و به خوبی انجام می ده 

اگر که دوستاتو برای شام دعوت کنی و پیتزا سفارش بدی ولی هنوز یه مقدار برنج اضافی دم کنی 

اگر که باور کنی که هیچکس بهتر از ما نمی تونه کباب درست کنه 

اگر که سگ داشته باشی اما اجازه ندی که داخل خونه بیاد . 

 

+نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱٧ساعت۱٠:٠٩ ‎ق.ظتوسط ღ Asma ღ | نظرات ()